در آستانۀ انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران، گفت : نتیجۀ انتخابات اسرائیل برای تهران «هیچ فرقی» نمیکند.
این حرف بخشی از واقعیت را بیان میکند: مخالفت با جمهوری اسلامی در سیاست اسرائیل به نتانیاهو محدود نمیشود. گادی آیزنکوت، رقیب اصلی او، نیز جمهوری اسلامی را تهدیدی راهبردی میداند و احتمال استفاده از نیروی نظامی را کنار نگذاشته است.
اما این به آن معنا نیست که برای تهران فرقی ندارد چه کسی نخستوزیر اسرائیل شود.
نتانیاهو بیش از دیگر رهبران اسرائیل آشکارا از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن گفته است. او میگوید از موساد و ارتش خواسته برای رسیدن به این هدف اقدام کنند و حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید را فرصتی تاریخی برای «تمامکردن کار» میداند. ترامپ نیز همین تعبیر را به کار برده و از اسرائیلیها خواسته است دوباره به نتانیاهو رأی بدهند.
بااینحال، نباید از این سخنان نتیجه گرفت که اسرائیل و آمریکا راهبردی مشترک و روشن برای تغییر حکومت در ایران دارند.
از فوریۀ گذشته تا حالا، نتانیاهو بیش از ترامپ خواهان سقوط حکومت ایران به نظر رسیده است. اما اسرائیل برای رسیدن به هدفی چنین بزرگ، به احتمال زیاد به همراهی گستردۀ نظامی، لجستیکی و سیاسی آمریکا نیاز دارد. ترامپ همواره میان دو راه مردد بوده است: تضعیف جمهوری اسلامی تا جایی که شاید به سقوط آن بینجامد، یا استفاده از نیروی نظامی برای واداشتن تهران به توافق.
نکتۀ مهم دیگر این است که هیچ طرح سیاسی روشنی برای جایگزینکردن جمهوری اسلامی اعلام نشده است. نتانیاهو توضیح نداده که کدام نیرو یا سازوکار سیاسی، کدام جنبش داخلی قرار است جای حکومت اسلامی را بگیرد.
البته علنینبودن چنین طرحی ثابت نمیکند که هیچ برنامهای وجود ندارد. طرحهای بیثباتسازی یا گذار سیاسی که سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل یا آمریکا تهیه کرده باشند، طبعاً میتوانند محرمانه بمانند. بنابراین، نتیجهای که میتوان با اطمینان گرفت محدودتر است: میدانیم نتانیاهو ظاهراً بیش از ترامپ خواهان سقوط جمهوری اسلامی است؛ اما نمیدانیم آیا امروز راهبردی سیاسی و عملی برای رسیدن به این هدف دارد یا نه.
پس پرسش اصلی این است: از فوریه تا حالا چه چیزی تغییر کرده که نتانیاهو امروز میگوید میتواند «کار را تمام کند»؟
از نظر نظامی، جمهوری اسلامی ضربههای سنگینی خورده است؛ اما سقوط نکرده است. بمبارانها، کشتهشدن رهبران و از دسترفتن بخشی از توان نظامی، به فروپاشی سیاسیای که برخی مقامهای اسرائیلی انتظارش را داشتند نینجامید. در مقابل، واشنگتن چند بار در پی یافتن راهی برای مذاکره بوده است.
پس از فوریه، آنچه بیشتر تغییر کرده توازن نیروها و امکانات موجود است؛ نه اینکه هدف سیاسیِ این جنگ روشنتر شده باشد. به همین دلیل، سخنان نتانیاهو آشکارا کارکرد انتخاباتی هم دارد.
او چند دهه است که تهدید جمهوری اسلامی را یکی از پایههای حقانیت سیاسی خود قرار داده است. استدلال انتخاباتیاش ساده است: اسرائیل بخش بزرگی از کار را انجام داده، دورۀ ریاستجمهوری ترامپ فقط دو سال دیگر ادامه دارد و اوست که تجربه و رابطۀ شخصی لازم را برای استفاده از این فرصت دارد.
با این حال، روشن نیست که این استدلال تا چه اندازه بر رأی مردم اسرائیل اثر میگذارد.
نظرسنجیهای موجود نشان میدهند که جمهوری اسلامی برای همۀ رأیدهندگان اسرائیلی مهمترین مسئله نیست. این موضوع در میان رأیدهندگانِ اردوگاه حاکم اهمیت بیشتری دارد. در نتیجه، تأکید بر جمهوری اسلامی ایران احتمالاً بیش از آنکه مخالفان نتانیاهو را به سوی او بکشاند، میتواند پایگاه انتخاباتی خودش را دوباره به میدان بیاورد.
درست به همین دلیل، تهران نمیتواند بهکلی نسبت به نتیجۀ انتخابات اسرائیل بیتفاوت باشد.
شکست نتانیاهو نه سیاست نظامی اسرائیل را عوض میکند و نه احتمال حملههای تازه را از میان میبرد. اما ممکن است رهبری را کنار بزند که بیش از دیگران رویارویی با جمهوری اسلامی را به هدف آشکارِ تغییر حکومت پیوند زده و فعالانه میکوشد واشنگتن را به همین مسیر بکشاند.
در آمریکا، اهمیت نتیجۀ انتخابات میاندورهای سوم نوامبر برای تهران روشنتر است. اگر جمهوریخواهان در این انتخابات ضعیف شوند، ترامپ همچنان رئیسجمهور خواهد بود؛ اما فشارهای سیاسی و نهادی بر او برای تشدید دوبارۀ جنگ میتواند افزایش یابد.
پس خواست جمهوری اسلامی را میتوان ساده بیان کرد: حکومت ایران لزوماً در پی آن نیست که رهبران اسرائیل یا آمریکا با آن مهربانتر باشند. حکومت ایران میخواهد شرایطی پیش نیاید که دشمنانش آزادی عمل بیشتری برای ازسرگیری و گسترش جنگ پیدا کنند.
بنابراین، بقایی احتمالاً در یک نکته حق دارد: سیاست اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی به احتمال زیاد با رفتن نتانیاهو هم ادامه خواهد یافت.
اما برای بقای جمهوری اسلامی، میان رویارویی با اسرائیلِ بدون نتانیاهو و روبرو شدن با نتانیاهویی که از نو انتخاب شده، از پشتیبانی ترامپ برخوردار است و دستکم در سخنانش مصمم است «کار را تمام کند»، تفاوت وجود دارد.




